Wednesday, September 17, 2008

nokte

زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید و بر روی یک صندلی نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.

مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می‌خواند. وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت. پیش خود فکر کرد : بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشد.

ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکوئیت برمی‌داشت، آن مرد هم همین کار را می‌کرد. اینکار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی‌خواست واکنشی نشان دهد. وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد : حالا ببینم این مرد بی‌ادب چکار خواهد کرد؟ مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش دیگرش را خورد. این دیگه خیلی پرروئی می‌خواست! زن جوان حسابی عصبانی شده بود.

در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتی داخل هواپیما روی صندلی‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکوئیتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!

خیلی شرمنده شد! از خودش بدش آمد ... یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود. آن مرد بیسکوئیت‌هایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی و برآشفته شده باشد! در صورتی که خودش آن موقع که فکر می‌کرد آن مرد دارد از بیسکوئیت‌هایش می‌خورد خیلی عصبانی شده بود. و متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرت‌خواهی نبود.

همیشه به یاد داشته باشیم که چهار چیز است که نمی‌توان آن‌ها را دوباره بازگرداند :
1. سنگ ........ پس از رها کردن!
2. سخن ............ . پس از گفتن!
3. موقعیت ... پس از پایان یافتن!
4. و زمان ........ پس از گذشتن!


Thursday, September 11, 2008

mersi az maryam

آنکس که بداند و بداند که بداند

اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آنکس که بداند و نداند که بداند

بیدارش نمایید که بس خفته نماند

آنکس نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خویش به منزل برساند

آنکس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکب ابدالدهر بماند

درکشورما وضع چنین است بدانید

آنکس که بداند و بداند که بداند

باید برود غازبه کنجی بچراند

آنکس که بداند و نداند که بداند

بهتر برود خویش به گوری بتپاند

آنکس که نداند و بداند که نداند

با پارتی و پول خر خویش براند

آنکس که نداند و نداند که نداند

برپست ریاست ابدالدهر بماند



Monday, September 8, 2008

Friday, September 5, 2008

ba tashkor az maryam

چندین دلیل که در ایران آزادی بیشتر از بقیه جاهاست



گفته می شود که در ایران آزادی نیست. اما با کمی تفکر متوجه می شوید که ایران جزء

آزادترین کشورهای دنیاست. محدودیت هایی وجود دارد، ولی در مقایسه آزادی با محدودیت ها با

یک حساب سر انگشتی معترف می شویم که آزادترین مردمیم



۱/ در ایران آزادین که از هر نرم افزار، فیلم، موسیقی و هر چیز الکترونیکی کپی تهیه کنید و کسی به شما چیزی نمی گوید. البته جدیداً کپی رایت تولیدات داخلی رعایت می شود ولی آنقدر ضعیف است که می توان از آن چشم پوشی کرد. شاید شما جزء بدشانس ترین افراد دنیا باشید که بخاطر کپی رایت در ایران دچار مشکل شوید. دقت کنید که جریمه های کپی رایت از پرداخت نقدی تا زندان های طولانی در بقیه کشورها رعایت می شود که ما نداریم. به این می گن آزادی در عمل.

۲/ خالی ببند کسی جلوتو نمی گیره. در خارج از کشور هر کس مسئول صحبت کردنش است و اگر بر اساس صحبت های او افراد متضرر شوند، باید پاسخگو باشد. حال چه برسد که شخص مسئولیتی داشته باشد. افراد در قبال صحبت ها و وعده های خود مسئولند. ولی در ایران امروز یک حرف بزن فردا آنرا تکذیب کن، کسی کاری نمی تواند انجام دهد. این شد آزادی بیان.

۳/ دست به فعالیت اقتصادی بزن، تا خودت نیای اعلام کنی، کسی نمی یاد بگه درآمدت چقدر بوده تا مالیاتشو حساب کنه. اگر شرکت داشته باشید، هر سال با پر کردن اظهارنامه مالیاتی درآمد خود را اعلام کرده و مالیات آنرا پرداخت می کنید. اگر هم شرکت نداشته باشید اصلاً نیازی به این کار ندارید. به این می گن آزادی فعالیت اقتصادی.

۴/ برای تفریح هر جا که رسیدید زیرانداز پهن کنید و همان جا بساط تان را براه اندازید. محدودیتی در نشستن برای خانواده ها وجود ندارد. در پارک، وسط بلوار، حاشیه خیابان ها و … به این میگن آزادی تفریحات سالم.

۵/ با ماشین تان کورس بذارید، و با سرعت زیاد در کوچه ها حرکت کنید، لایی بکشید. موسیقی خود را بلند کنید. خیلی باید بدشانس باشید که گیر بیفتید. آزادید که هر جوری خواستید با ماشین تردد کنید. به این می گن آزادی جنبشی.

۶/ به هر نحوی آلودگی ایجاد کنید (صوتی، تصویری، زیست محیطی) کمتر کسی پیدا می شه که بیاد بهتون گیر بده. کارخانه، ماشین، کارگاه، واحد صنعتی شما از استاندارد محیط را بیشتر آلوده می کند که می کند. به کسی اصلا مربوط نیست. به این می گن آزادی زیست محیطی.

۷/ موقع ازدواج هر چی می خواید مهریه ببندید. کسی که گیر نمی ده، فوقش هم اگه مشکل پیش اومد یه مدتی می افتید زندان بعدش درمی آید. کی مهریه رو داده و کی گرفته. به این می گن آزادی در ازدواج.

۸/ وسیله نقلیه عمومی شما هر چی هم زیر استاندارد باشه آخر براش کار وجود داره. هواپیماتون اتوبوس تون، سواری تون یا هر چیز دیگتون ایمن نباشه، اینجا برای همشون کار هست. بیکار نمی مونن. به این می گن آزادی در ارائه خدمات.

۹/ شما تاجر باشید، حالا جنس بنجل بیارید یا جنس درجه یک، کسی گمرکی رو پرداخت کنید دیگه کسی بهتون گیر نمی ده که این چیه اومده. بازار چین هم که خدا داده از این جنس های کپی برابر اصل (البته فقط در ظاهر برابر اصلند). هر چی خواستی بیار با هر قیمتی که زورت رسید بفروش. به این می گن آزادی در تجارت.

۱۰/ توانایی کار کردن رو داشته باش و اصلاً کار نکن و از همه سوبسید ها استفاده کن. کسی نمی یاد بهت بگه آهای چرا بیکاری. شما باید فعالیت اقتصادی داشته باشی تا این سوبسیدی که بهت داده می شه جبران بشه. به این می گن آزادی شخصی.

۱۱/ با آشغال ریختن، عبور نکردن از خط عابر پیاده، بستن پیاده رو، کندن هر جا، و از این جور کارها مشکلی برای شما ایجاد نمی شود و شما با خیال راحت می توانید اینکارها را انجام دهید. به این می گن آزادی شهر نشینی.

۱۲/ هر موقع که دوست دارید کرکره مغازه را بکشید و بروید. اداره ها هم با کوچکترین مراسمی تعطیل می شوند. مدارس هم علاوه بر مراسم با هماهنگی معلمین و دانش آموزان هم می توانند تعطیل شوند. خلاصه محدودیتی در تعطیلات وجود ندارد. هر سال که تعطیلات کم می شود با بیانیه ای به مقدار آن اضافه می شود. به این می گن آزادی شغلی.

از این جور موارد خیلی زیاد است. اما همانطور که ملاحظه می کنید، اگر بخواهیم مانند کشورهای اروپایی این آزادی ها را نداشته باشیم، زندگی خیلی خیلی سخت می شود

Dorood

THEY SAY ALL OF THE LIFE IS COMING BACK HOME. IMAGINING OF WHAT THE LIFE COULD BE ,HAS BEEN TAKEN A GRATE DEAL OF EVERYBODY'S TIME LOOKING FOR THEIR OWN MISSING PART IN THIS JOURNEY .
IT TAKES 57 YEARS OF MINE ,SOMETIMES COULD HARDLY BELIEVE WHAT I SAW AND OCCASIONALLY EASILY PASSED FOR BY WITHOUT EVEN HAVE A LITTLE LOOK TO THE EVENTS WHICH CAUSES THE UP &DOWN OF IT .
YOU ARE MOST WELCOME TO JOIN ME ON MY WEBLOG ,A PLACE WHICH CAN ASSURE YOU WOULD FIND MANY INTERESTING VARIOUS TOPICS ,WHICH GATHERED EVEN BY THE HELP OF MY FRIENDS TO CHOSE FROM .
YOUR COMMENTS ARE WELCOME ANY TIME
SINCERELY YOURS
SAIED BENI HOSEINI